20.11.20 23:21 Alter: 8 days

آسو سهامی: یادداشتی برای تاریخ در گرامی داشت یاد و خاطره رفیق محمود آخکند

Kategorie: Meldungen Links

 

روز سه شنبه 17 نوامبر 2020 قلب انسانی شریف و بزرگ، کمونیستی پیگیر و مبارز، همسنگری محبوب و فعال کارگری جسور از تپش باز ایستاد.

خبر کوتاه بود و دردناک و همین کافی بود تا تمامی کسانی که او را  می شناختند با شنیدن این خبر شوکه و غمگین شوند. رفیق محمود در این روز به یاد روزهای که به همراه دوستان وفرزندانش که چندین بار در قسمتی از پارک محل زندگی خود شنا کرده بودند، اینبار نیز برای زدودن خستگی روزانه و غم روزگار به هوای قدیما تنی  به آب زد تا آبتنی کند، اما در این فصل سال آبتنی آنهم در کشورفنلاند کار بسیار خطرناکیست، هر چند محمود بارها در راه آرمانهایش در سرمای سخت کردستان خطرات بسیاری به جان خریده بود، اما اینبار و با توجه به سن و سالش بر اثر سردی آب دچار ایست قلبی می شود و توانایی نجات خود را نداشت و متاسفانه در این موقع سال و با توجه به وضعیت کرونا، این قسمت از پارک خلوت بود و کسی متوجه ورود او به داخل دریاچه نمی شود و بعد از ساعت ها بی خبری از او، ماشین او را در پارکینگ محل پیدا می کنند و به پلیس اطلاع می دهند، اما خیلی دیر شده بود. دکترها دلیل مرگ او را ایست قلبی بر اثر سرمای آب تشخیص دادند.

رفیق محمود سمبل امید، سرزندگی، شوخ طبعی و آرزوهای انسانی بود و همین خصوصیات بود که او را بیشتر محبوب کرده بود. این که محمود محمدی "آخکند" کی و کجا به دنیا آمد؟ و کجا زندگی کرد مهم نیست، بلکه سوال اینست که محمود چگونه زیست؟ چگونه مبارزه کرد و کجا ایستاد؟

محمود محمدی(آخکند) از همان ابتدای نوجوانی همانند تمامی هم طبقه ای هایش روانه بازار کار شد، باید می رفت تا نیروی بازوی خود را بفروشد تا نانی برای خود و خانواده اش پیدا کند و بر ثروت ثروتمندان بیافزاید و همین استثمار بود که او را با علم رهایی بشریت یعنی کمونیسم آشنا کرد و خود و زندگیش را به آن گره زد.

مدت زیادی به عنوان کارگر در نانوایی های مهاباد و سقز کارگری کرد. محمود کارگری معترض و مبارز بود بعدها به همراه تعدادی از کارگران خبازی های سقز و مهاباد به کمونیسم روی آوردند. در قیام ایران فعالانه شرکت کرد. بعد از قیام همراه تعدادی از فعالین کارگری در شهر سقز سندیکای خبازان سقز را راه انداختند و از فعالین این سندیکا بود. از آن پس جلسات سندیکای خبازان سقز مرتب در جمعیت شهر سقز بر گذار میشد و محمود یکی از اعضا و فعالین جدی آن بود.  ایشان از همان دوران به سازمان پیکار پیوست. در جریان یورش جمهوری اسلامی به شهرهای کردستان محمود نیز در صفوف سازمان پیکار و بعنوان پیشمرگ این سازمان ادامه فعالیت داد. او از سال ٦٠ به بعد و با شروع بحران در سازمان پیکار، صفوف پیشمرگان این سازمان را ترک کرد به شهر بازگشت و کماکان به عنوان یک کارگر کمونیست به فعالیت کمونیستی خود ادامه داد.

با پیدایش و رشد مارکسیسم انقلابی و نقد پوپولیسم و نقد تفکرات انحرافی چپ از سوی رهبران کمونیست آندوره از جمله اتحاد مبارزان کمونیست خصوصا زنده یاد منصور حکمت، با همکاری سازمان پیکار،سازمان کومله انقلابی زحمتکشان کردستان ایران و  جمع دیگری از کمونیست های ایران که نهایتا به تشکیل حزب کمونیست ایران منجر شد، ادامه مبارزه خود را به این حزب گره زد و در تابستان ٦٣ به صفوف کومه له که پس از آن با نام کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران تغییر نام داده بود به فعالیت خود ادامه داد و در گردان ٢٦ سقز سازمان یافت.

آنچه که باعث محبوبیت محمود آخکند در بین رفقا، همسنگران و طبقه کارگر کرده بود، جدا از روحیه فداکاری، دلسوزی، جسارت و مبارز بودنش، افکار و اعقاید کمونیستی او بود که تا آخر عمر ذره ای تزلزل در افکار و آرمانش دیده نشد و همیشه بر علیه انحرافات موجود، محفل گرایی و دیکتاتوری درون حزبی مبارزه کرد و همین روحیه جسارت و انقلابی بود که او را محبوب همسنگرانش  و مورد نفرت رهبری حزب که هر گونه مخالفتی را بر نمی تابید، قرار بگیرد.

محمود محمدی بر خلاف اطلاعیه نمایندگی کومه له در خارج در رابطه با مرگ او، که تمام سعیش را کرده است تا مبارزات او را در درون حزب کمونیست ایران و کومه له کم رنگ و بی ارزش نشان دهد. ایشان یکی از کادرهای برجسته حزب کمونیست ایران بود که در تمامی سالهایی که در کردستان بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و زیاده خواهی حزب ارتجاعی برژوا ناسیونالیست دمکرات سربلندانه مبارزه کرد و بعدها زمانی که مجبور به زندگی در تبعید در کشور فنلاند شد، در تمامی اعتراضات، آکسیونها و رژه های اول ماه مه، هشت مارس، جلسات حزبی و کنگره ها و غیره و غیره فعالیت مستمر داشت و باز هم برخلاف این اطلاعیه که بسیار عامدانه و دو پهلو هیچ اشاره ای به اخراج یا خروج از حزب نمی کند، تا جولای  2018 عضو رسمی حزب کمونیست ایران بود که چندین بار مسئولیت کمیته حوزه فنلاند را عهده دار بود و تا پایان عمرش برای لحظه ای از مبارزه دست نکشید.

مبارزه با محفلیسم، با انحرافات فکری و نظری رهبری کومه له و مبارزه با راست روی های حزبش، استوار بودن بر دیسپلین و پرنسیبهای تشکیلاتی و صدها مورد دیگر از خصوصیات برجسته رفیق محمود بود که از چشم استالینسم رهبری پنهان نماند، هنوز صدای او در جلسات حزبی به گوش می خورد که خواستار برخورد با بی نظمی و راست روی های رهبری کومه له بود، هنوز نامه های درون تشکیلاتی ایشان بر علیه انحرافات فکری رهبری کومه له در ایمیل اعضای حزب کمونیست ایران موجود است و می توان به آنها مراجعه کرد.  همین روحیه انقلابی ایشان بود که باعث شد تا محفل عادل الیاسی، جمال بزرگ پور و ابراهیم علیزاده همیشه به دنبال بهانه ای باشند که او را از حزب اخراج و یا مجبور به استعفایش کنند و نهایتا زمانی که کومه له در رابطه با کشته شدن یکی از مهره های رژیم به دست دامادش که خود نیز از مهره های رژیم بود،  بر حسب اتفاق این فرد پدر یکی از اعضای حزب کمونیست ایران نیز بود، کومه له در این رابطه اطلاعیه ای صادر کرد که با اعتراض محمود محمدی روبرو شد. (این مهره رژیم خود چندین بار خانواده یکی از اعضای کمیته مرکزی حزب یعنی رفیق صدیق اسماعیلی را دستگیر و مورد شکنجه قرار داده بود). محمود به کمیته خارج اعتراض کرد که چرا باید تشکیلات فردی را با این مشخصات و وابستگی خانواده ش به رژیم و مشکوکیت به عضویت حزب کمونیست در آورد و یا چرا کومه له باید برای کشته شدن پدرش اطلاعیه ای صادر کند. این بهانه به دست کمیته خارج افتاد تا ضمن توهین و بی احترامی به محمود ( کادری که بیش از چهل سال در صفوف این حزب صادقانه مبارزه کرد) او را توبیخ کردند و مجبورش کردند که استعفا دهد و زمانی که جلسه دادگاهی برای ایشان ترتیب دادند و مجبور به استعفایش کردند، طبق شهادت چند نفر از حاظرین جلسه که من خود با یکی از آنها تماس گرفتم، هنوز به خانه نرسیده بود، به جای رسیدگی به دلایل اعتراض و استعفایش، در کمال بی شرمی استالنیسم درون تشکیلات نامه اخراجش را با امضای عادل الیاسی به تاریخ  11 جولای 2018 را برایش فرستادند تا بیش از این موی دماغ رهبری نباشد. این اخراج نیز در گزارش تشکیلاتی کمیته خارج از کشور به کنفرانس دوازدهم درج و ثبت شده است. در این رابطه نیز خود محمود در صفحه فیس بوک خود یادداشتی را به اشتراک گذاشته بود با این مضمون:

محمود آخکند:· بۆ ئاگاداری گشتی ئازیزان و خۆشه ویستان. من وه کو محمود آخکند. که چل ساڵه له ڕیزه کانی کۆمه له دا هه مو ژیانی خۆمم ته رخانکردوه، له ئه مڕۆ بدواوه چونه ده ره وه ی خۆم له کۆمه ڵه ڕا ده گه ینم و له مه و بدواوه هیچ په یوندیێکم به کۆمه ڵه وه نه ماوه.ده لیلی ئیستعفا که یشم، ئه ویه که به هۆی ئه م ڕسمه ی خواره وه ، که له فه یس بوکدا بڵاوم کردوه ته وه . موردی مواخزه قه رار درام. چونکی نوسیومه ئه م بنه ماڵیه جاشن و کۆڕه که یشیان که .... که ئه ندامی کۆمه ڵه یه، نفوزی و کڵاو به ردارێکی گه وره یه . ،جا بۆ یه رێک خراوی ده ره وه ی وڵاتی حیزب کمونیست ئێرانه . منی ته و بیخ کردوه. جا ، کۆ مه ڵه یێک که بوته جێکای جاش و جاسوس، ئیدی چێگای ئێمه مه و مانان نیه.

هنوز صدای مسئول کمیته خارج در جلسه پالتاکی اعضای خارج از کشور  زمانیکه با اعتراض جمعی از رفقا و از جمله شخص من که به اخراج ایشان اعتراض کردیم موجود است که می گوید محمود را به خاطر توهین و بی پرنسیبی اخراج کردیم. کسی که خود سمبل پرنسیب و رفاقت بود را به بی پرنسیبی متهم کردند.

هرچند در این زمان و موقعیت که خانواده و دوستان رفیق محمود آخکند داغدار هستند و ممکن این درج این نکات ارزش و اعتبار نوشته را زیر سوال ببرد، هرچند شاید کسانی فکر کنند که نگارنده قصد ماهیگری از آب گل آلود را دارد، اما لازم است که این نکات برای درج در تاریخ یک جایی ثبت شود و بگذار به دلیل افشای این حقایق مورد نفرت عده ای قرار بگیرم، اما نباید این حقایق را کتمان کرد.

در مورد حضور شخصی که رفیق محمود به عضویت ایشان در حزب اعتراض داشت این نکته را نیز باید بیان کرد که نگارنده دراین مورد با یکی از رفقای کمیته مرکزی وقت حزب صحبت کردم و ایشان ابراز داشتند که زمانی تعدادی از اعضای حزب در فنلاند خواستار اخراج آن فرد از حزب شده بودند و تعدادی در کمیته ی رهبری کومه له پیگیر این قضیه شدند تا آن فرد از حزب اخراج شود. جالب است آن موقع  چند نفر از اعضای کمیته مرکزی حزب و کومه له که در حال حاضر در جناح چپ هستند شدیداً از این فرد دفاع کرده و بدینوسیله از اخراجش ممانعت بعمل آوردند. اما بعدها با شروع جناح بندی های درون تشکیلاتی همین فرد خود را به جناح راست یعنی جناح ابراهیم علیزاده نزدیک کرد و حتی چندین بار کمیته مرکزی های جناح چپ را مورد بی احترامی قرار داد.

محمود از میان ما رفت و تمامی رفقایش را داغدار کرد هرچند همان افرادی که از اخراج او خوشحال بودند امروز از همه کس بیشتر خود را داغدار نشان می دهند.

نگارنده ضمن ابراز همدردی با خانواده، بستگان و دوستان محمود آخکند، خود را در این غم شریک می داند و به بازماندگان رفیق محمود خصوصا همسر، فرزندان، برادر و خواهران عزیزش صمیمانه تسلیت می گوید.

 یاد عزیزش را با ادامه راه و افکار کمونیستی او گرامی می داریم.

آسو سهامی

18 نوامبر 2020

پ . ن:

بنا به دلیل داغدار بودن خانواده و دوستان رفیق محمود، نگارند قصد داشتند که این نوشته را مدتی بعد انتشار دهد. اما باتوجه به اخبار ضد و نقیض، شایعات و گمانه زنی هایی در مورد مرگ ایشان که از جانب به ظاهر دوستانی که تنها هدفشان تخریب شخصیت ایشان است و همانند ارشمیدس انگار کشف بزرگی را کرده اند و بسیار هیجان‌زده برهنه از حمام بیرون دویده اند و فریاد می زنند یافتم! یافتم(اورکا اورکا) و به افشای مسائل خصوصی او پرداخته اند که زمانی محمود بر حسب رفاقت با آنها در میان گذاشته بود. "به راستی که شرم یک احساس انقلابیست".

اولا هیچ انسان ملوانی به قصد خود کشی به آب نمی زند، چون می داند که ملوان است و آب حریفش نمی شود.

ثانیا، احتمال اینکه محمود مانند همه ما که مشروب می خوریم، ممکن است مشروب خورده باشد و بی شک آب سرد و آب تنی خطرناکترین وضعیت برای فرد مشروب خورده است  آنهم در این موقع سال در کشوری که در قطب شمال قرار دارد.

ثالثا، محمود به هر دلیل که فوت کرده باشد، ذره ای از اعتبار، شخصیت، محبوبیت، سابقه مبارزاتی و جایگاه او کم نخواهد شد. لذا ارائه ی یک شخصیت ضعیف و شکننده و پاسیو از محمود لکه نچسپی است که حداقل در مورد او صدق نمی کند، او نمونه سرزندگی، شوخ طبعی و امید بود.

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com