20.11.20 23:16 Alter: 8 days

ناصر بابامیری: رویدادهای تراژیکی که نباید تکرار آن عادی شود!

Kategorie: Meldungen Links

 

 

 

 

 

دیروز 29 آبانماه ماموران مزدور شهرداری بندرعباس با حمایت نیروهای انتظامی، آلونک بدون آب و برق و در حاشیه شهر، زن سرپرست چند کودک را به شیوه بسیار وحشیانه تخریب کردند. صحنه دلخراش ویدئویی که در حین تخریب آلونک گرفته شده و در فضای مجازی پخش گردید هر وجدان بیداری را بشدت می آزارد. در کنار این واقعه تراژیک جسارت زن سرپرست خانواده و کودکانش را می بینیم که چگونه جهت جلوگیری از خراب کردن آلونکشان، با پرتاب سنگ و چوب علیه این مزدوران چه صحنه ای از مقاومت خلق میکنند تا آنانرا از محوطه برانند! اما مزدوران بزدل رژیم تمام زورشان را می زنند و چاردیواری را در میان فریاد و فغان کودکان فرو می ریزند. زن سرپرست خانواده وقتی تنها سرپناه و آلونک بچه هایش را از دست داد، نومیدانه خود را به آتش میکشد که خوشبختانه از خطر مرگ نجات یافته!

این رویدادها قدمت آن باندازه عمر ننگین این رژیم است! سالانه صدها و هزاران مورد مشابه این برخوردهای ضدانسانی از سوی ماموران شهرداری و با حمایت اراذل و اوباش دولتی علیه دست فروشان، کودکان کار و انسانهای بیخانمان و کارتون خواب و گورخوابها در گوشه و کنار این کشور بوقوع می پیوندند که بخشا حتی در سوسیال مدیا رصد نمیشوند. رژیم هر با این تعرضهای افسار گسیخته میخواهد این پدیده را در انظار عموم عادی جلو دهد. صحنه تراژیک 30 اردیبهشت 1399 آسیه پناهی، پیر زن سرپرست چند کودک قد و نیم قد در شهرک سجادیه کرمانشاه را هنوز از یاد نبرده ایم، وقتی ماموران شهرداری کرمانشاه با بلدوزر و با حمایت دولتی آمدند تا "خانه های ساخته شده بدون مجوز!" در این شهرک را تخریب نمایند و سقف آلونک را بر سرشان خراب کنند، زنی یک تنه در برابرشان چون کوه ایستاد! ! هنوز از یاد نبرده ایم، وقتی ماموران شهرداری دیدند زن سالخورده در برابر این زورگویی آنان سر فرود نمیاورد، و اصرارش بر اینست مگر از روی جنازه اش رد شوند و الا اجازه نمیدهد خانه اش را ویران کنند، برای اینکه مقاومت آسیه را در هم بشکنند به خشونت دست زدند و ضمن استفاده از گاز فلفل به چه شیوه ای بزدلانه و فجیع وی را با بولدوزر از سر راه کنار زدند! و ساعاتی بعد از این سانحه تراژیک، آسیه زیر فشارهای روانی ناشی ازبی سرپناه شدن فرزندانش و خفگی در برابر اسپری فلفل زیاد دوام نیاورد و دچار حملات پی درپی قلبی گردید و برای همیشه قلب دردمندش از تپش باز ایستاد!

این تعرض به آسیه و آسیها تعرض به وجدان بیدار کل شهروندانیست که در این مملکت باوجود این بختک هنوز دارند نفس میکشند! این تعرضها نباید در جامعه به این سادگی معمول و عادی گردد! رژیم با این عمل متوحشانه میخواهد به آسیه و آسیه ها بگوید "آلونک ساختن کاریست غیر مجاز!" و گویا "تخلف" کرده اند و این تعرض افسار گسیخته مامورانش به جان و مال محرومان را میخواهد همچون درسی برای دیگران معنی کند! این در حالیست که مسئولیت تامین مسکن برای شهروندان یک مملکت خواه کار داشته باشند یا نه از ابتدائی ترین وظایف دولتهاست! امری که چهار دهه بیشتر است در این مملکت، نظیر تامین حداقل استانداردهای زندگی، دولت با آن بشدت بیگانه است و از تامین آن تماما شانه بالا انداخته! رژیمی که زندگی اکثریت عظیم جامعه را به گرو گرفته و امنیت جانیشان را نیز با مخاطرات بسیار جدی مواجهه نموده. بجز سران ریز و درشت و اجر و مواجب بگیران این نظام قرون وسطایی کسی نیست نداند، پدیده بی مسکنی ارتباط مستقیم با شرایطی دارد که این رژیم انگل به جامعه اعمال کرده. در جامعه ای که مناسبات حاکم بر آن به بدترین شیوه ممکنه واژگونه است جای شاکی و متهم تماما عوض شده. در جامعه ای که حتی اکثریت عظیم کارگران شاغل، شش مرتبه زیر خط فقر بسر میبرند، بدیهی است اقشار فرودست و لشکر بیکارانی نظیر آسیه و آسیه ها در چه شرایط دردناکتری بسر می برند! بدیهی است، نتوانند بدلیل وضعیت اسفبار اقتصادی و معیشتی اعم از فقر، گرانی، تورم و بیکاری چاردیواری اجاره کنند و سقفی بالای سر خود داشته باشند، تا حداقل برغم تحمل فقر و محرومیت بتوانند در آن بیاسایند! بدیهی است مسبب و بانی اصلی وضعیت فلاکتبار میلیونها نفر در حاشیه شهرها و حومه در حلبی آبادها، حصیرآبادها ...که آلونکی برای خود درست کرده اند و در بدترین و اسفبارترین شرایط مثل انسانهای اولیه حیات میکنند، کسی جز این رژیم نیست. آنهم در حالیکه سران حکومت با سرمایه های باد آورده ناشی از نیروی کار و رنج کارگران و فرودستان در کاخهای مجلل خود لم داده اند و یا در کشورهای اروپایی و آمریکایی صاحب کارخانه، خانه های ویلایی و حسابهای بانکی نجومی هستند، اما زندگی میلیونها انسان را در این جامعه به تباهی کامل کشانده اند!

این تعرضها را یقینا نباید بدون پاسخ گذاشت! کمااینکه خیزش دی ماه 96 و آبانماه 98 و اعتصاب و اعتراضات مداوم که تا به امروز نیز جاری بوده و هست پاسخی به همه این زورگوئیها و مظالمی است که این رژیم طی چهار دهه به جامعه حقنه کرده. این تعرضها را جامعه تنها و تنها با مبارزه هر چه متحدانه و سراسریتر میتواند پاسخ فراخور بدهد. این قشون کشی علیه خانواده هایی که در آلونکها زندگی میکنند و مایحتاج ابتدائی بچه هایشان را سرافرازانه با هزاران مشقت تامین میکنند معلوم است هدفی جز مرعوب کردن جامعه را ندارد! اما بدیهی تر از آن، قشونی که تهدیداتش از سوی این اقشار فرو دست با سنگ و چوب زنان و کودکان پاسخ میگیرد، بیانگر اینست دیگر این ابزار هم نزد مردم پوشالی گشته و هر چه زمان میگذرد ناکاراتر میگردد! دیگر نه تعقیب و گریز فعالین و نه شکنجه و صدور احکام اعدام نمی تواند به دادتان برسد!

ای جانیان و حافظان نظم موجود که صدای پای انقلاب را شنیده اید اینرا بخوبی دریافته اید، ادامه خیزش دی ماه و آبانماه برای تعیین تکلیف با نظام ننگینتان طوفنده تر از قبل در راهست! یقین بدارید با کشتار، اعدامهای جمعی و خون پاشیدن بیش از پیش به جامعه به پایان عمر ننگینتان نزدیک و نزدیکتر خواهید شد. درست پیام را دریافت کرده اید، سرنگونی انقلابی نظامتان، رویدادیست که دیر و زود دارد اما سوخت و ساز ندارد!

جا دارد کودکان این زن شجاع و همه عزیزانش در بندرعباس بدانند هر انسان باوجدانی این تعرض افسار گسیخته را محکوم میکند و آنها در این مصاف تنها نیستند. و آنروز فرا خواهد رسید که یکی یکی مسببین اصلی مرگ و اعمال وضعیت فلاکتبار بر جامعه را به پیشگاه یک دادگاه علنی خواهیم کشاند!

ننگتان باد این مزدوران سرمایه

20.11.2020

 

 




Gozareshgar
info@gozareshgar.com